داستان یک different....
این کار از تو بعید بود ... شک ندارم دختره هیچ وقت به عمرش این جمله را نشنیده . چون هیچ کاری ، هر چند احمقانه و مسخره ، از او بعید نیست .
تیم های مورد علاقه اش آرسنال است و دیگر هیچ! هر چند وقتی منچستر بازی دارد طرفدار تیم مقابل می شود . وقتی هم رئال بازی دارد می شود طرفدار بارسلونا(این یکی را فک کنم اغراق کردم اینقدرها هم احمق نیست).
علاقهء زیادی به خواندن کتابهای فلسفی و تِکست فارماکو دارد. در عوض تمام رمانهای قشنگ دنیا را نصفه یا نخوانده رها کرده . بعید می دانم جز « شازده کوچولو » و « کیمیاگر » هیچ کتابی را تا آخر خوانده باشد ! تازه همین ها را هم بعید میدانم خوانده باشد اگر داستانشان را میداند شاید چون برایش تعربف کرده اند و آن هم به لطف استاد ادبیاتشان!
علاقهء زیادی دارد به نشستن روی دسته ی صندلی ها، میزها و یا هر جایی به جز همان مکانهایی که برای نشستن طراحی شده اند.و البته بسیار هم پایه است برای غیبت کردن ، حرف زدن از هر دری و هر کسی. و نگارنده هم که خود در این امور پای ثابت است از این خلق و خوی دختره راضیست.
دختره تمام شبها را به جز تک و توکی البته تا صبح بیدار است و تمام روز
را هم...خُب، بیدار است و یکی از مشغله های ذهنی نگارنده این است که دختره کِی
میخوابد؟ و آیا اصلا میخوابد؟!
دختره اول میخواسته معلم شود به گمانم(این را از آنجا میگویم که همه ی بچه دبستانی ها همین را میخواهند دیگر) بعدها چیزهایی میگفته از پلیس شدن( زیادی شرلوک هلمز میدیده) مدتی هم نوبل فیزیک دغدغه ی ذهنش بود که هنوز هم هست...ولی با همه ی اینها دارو سازی میخواند و اصلا هم منتظر نیست که فقط مغازه دار شود روزی. آهان تصحیح میکنم فیزیک و داروسازی میخواند و اصلا هم منتظر نیست که نوبل نگیرد و فقط مغازه دار شود روزی..این را کاملا جدی میگویم.
اگر با او کار واجب داشتید و نمیدانستید کجا دنبالش بگردید حتما سری به آموزش بزنید...یحتمل او را در حال سرو کله زدن با مسئولین آموزش خواهید یافت.
با همه ی اینها دختره یکی از بهترین اتفاقات زندگی نگارنده است....راستی تولدت مبارک.
امضا:....مینا
به افتخار دیوانگان، منجانسان با محیط، سرکشان، دردسر سازان، وصله های ناجور. آنها که همه چیز را جور دیگری میبینند. آنهایی که علاقه ای به قواعد و قوانین ندارند و هیچ احترامی برای وضع موجود قائل نیستند. می توان از آنها نقل قول کرد، با آنها مخالفت کرد،از آنها ستایش یا بد گویی کرد. اما تنها کاری که نمیتوان با آنها کرد نادیده گرفتن آنهاست; زیرا آنها قوانین را تغییر میدهند. آنها یند که نژاد انسان را به پیش میرانند. برخی آنها را دیوانه میپندارند اما ما آنها را نابغه میخوانیم زیرا کسانی که آنقدر دیوانه باشند که فکر کنند میتوانند دنیا را عوض کنند همانهایی هستند که از عهده ی این کار بر می آیند....THINK DIFFERENT