"صدایی که به هیچ شباهت داشت در تاریکی زندگی ام رها شده بود...."
دیگه حتی ساعت ها هم لج کردند و هیچ کدام از ساعت هایم تایم متقارنی را نشان نمیدهند. گاهی اوقات پری از حس نبودن، دلت خوش است به یک سری ژن دیوانه تر از خودت تا خود نمایی کنند..خوب وقتی گلوله نیست منتظر ژن های خودت مینشینی تا شاید یاغی شوند...من هنوز هم منتظرم.. همیشه به آشوب اعتقاد داشتم، فقط نمیدانم که چرا دلم برای داشته هایم تنگ میشود.. داشته هایی که هرچه که دارم از آنهاست. میترسم آخرکار نسبیت درست از کار درآید و قوانین در چارچوب لخت دیگری متفاوت جلوه کنند؛ آن وقت فقط من میمانم و این اصل اول ترمودینامیک که بدجوری فریبش را خورده ام. هنوز هم منتظرم... منتظر این ژن های دیوانه.. گاهی اوقات به ایچ ام حسودی ام می شود. کاش من هم مثل او هایپوکمپی نداشتم.. دلم میخواست که شعاع شوارتز شیلد به نزدیکی اتاقم بود و من در افق رویداد..اصلا به باکتری ها هم حسودی ام میشود، چرا من سیستم تی ای ندارم.. نمیدانم سیگنالینگ من هم مثل سل سیگنالینگ دقیق هست یا نه اما اپاپتوزم نزدیک است..حس عجیبیست.. وقتی که در عین شایستگی در لحظات پایانی گل میخوری و دیگر حتی به فکر جبران نخواهی افتاد..در واقع نه زمانی مانده و نه توانی.. تو حذف شده ای و در عین حال شکست خورده.. چه بخواهی و چه نخواهی... ژن های دیوانه کجایید من بی صبرانه منتظرم...
Oh, Sinnerman where you gonna run to
Sinnerman where you gonna run to
Where you gonna run to
All along that day
Well, I run to the rock, Please hide me
Please hide me rock
But the rock cried out, I can't hide you
The rock cried out, I ain't gonna hide you guy
All on that day
I said rock, What's the matter with you, rock
Don't you see I need you, rock
So, I run to the river, it was bleeding
I run to the sea, It was bleeding
I run to the sea, it was boiling
All on that day
So, I run to the Lord, Please help me Lord
Don't you see me praying
Don't you see me down here praying