امروز بعد از مدت ها گفتم با یه نظریه ی خیلی باحال آپدیت کنم. مخصوصا من که عاشق اسمش هستم.
"closed timelike curves in asymmetrically warped brane universes "
یا منحنى هاى زمان گونه بسته در جهان هاى پوسته اى خمیده غیرمتقارن.
این عنوان مقاله ای از هانریش پاس و همکاران هست که اگر اشتباه نکنم در سال 2009 چاپ شد. در این مقاله آن ها با آوردن یک سری شواهد و حقایق به این یافته اذعان میکنند که برای سفر در زمان به کرم چاله ها و سیاه چاله های چرخان نیازی نیست، بلکه در هر زمان و بدون هیچ وسیله ی خاصی ای امکان برای هر فردی وجود دارد.
استفن هوکینگ بر این عقیده بود که یک سری قوانین ناشناخته ی فیزیک از سفر در زمان جلوگیری می کنند که فقط و فقط برای حفاظت از پیشینه و تاریخ است. این گونه بود که «پاس» و دو نفر از همکارانش به نام هاى «سندیپ پاکواسا» (Pakvasa.S) از دانشگاه هاوایى و «توماس ویلر» (Weiler.T) از دانشگاه وندربیلت در تنسى شروع به تجزیه و تحلیل مجدد نظریه ریسمان ها کردند. این نظریه، اجزاى بنیادین جهان را نه به صورت ذرات نقطه اى بلکه به شکل ریسمان هاى مرتعش انرژى مى داند. در این نظریه، ارتعاش سریع تر این ریسمان ها معادل جرم بیشتر ذرات است.
بنابر نظریه ریسمان ها، جهان ما در واقع پوسته اى چهار بعدى است که در یک فضا- زمان ۱۰بعدى شناور است. اما از آنجایى که تمامى ذرات و نیروهاى جهان ما مقید به پوسته چهار بعدى این جهان هستند و امکان خروج از آن را ندارند، بنابراین ما نیز تاکنون از وجود ابعاد بالاتر خارج از جهان خود هیچ اطلاعى نداشتیم. «پاس» در این باره مى گوید: «اگر واقعاً چنین باشد پس امکان میان بر زدن از میان این ابعاد بالاتر نیز وجود خواهد داشت و همین مسیرهاى میان بر است که سفر در زمان را ممکن مى سازد.
حالا کمی علمی تر:
پاس یک آزمایشی را طراحی می کند که یک باریکه ای از نوترینو های عادی (Ordinary) از روی زمین از یک ایستگاه تحقیقاتی در قطب جنوب فرستاده می شوند که یک آشکار ساز هم در خط استوا وجود دارد.
وقتی آنها وارد زمین میشوند به نوترنو های خنثی(Sterile) تبدیل میشوند که در واقع باید نوترینو ها را به عنوان ریسمان ها در نظر بگیریم. انتهای نوترنو های Sterile به حلقه متصل است بنبابراین Sterile است. (امیدوارم منظورم رو فهمیده باشین). اینگونه نوترینو ها توانایی میان بر زدن در میان ابعاد اضافی را دارند و ابتدا به آن سمت زمین می رسند و به ظاهر از نور سریعتر حرکت می کنند (چون ما میدانیم که هر چیزی که بتواند در بعد پنجم حرکت کند میتواند از نور سریع تر حرکت کند) و اینجاست که دوباره در هوا به سمت زمین سقوط می کنند و به نوترینو های ordinary که بودند بر می گردند. اینجاست که توسط آشکار ساز آشکار می شوند. ما مسئله اى در ارتباط با تصویرى که ارائه شد وجود دارد. اگرچه اساساً مى توان جهانى را تصور کرد که بتوان از یک سوى آن به سوى دیگر میان بر زد اما مسئله آن است که جهان ما نمى تواند مشابه چنین جهانى باشد. علت این امر آن است که فضا- زمان چنین جهانى به شدت خمیده بوده و نتیجتاً با نظریه نسبیت خاص اینشتین (که هندسه فضا را تخت یا اقلیدسى مى داند) ناسازگار خواهد بود. از آنجایى که آزمون هاى تجربى متعددى تاکنون صحت پیش بینى هاى نسبیت خاص را در حوزه محلى موقعیت ما در جهان تا دقتى بالاتر از یک به یک میلیون تایید کرده اند، بنابراین بسیار بعید است که پوسته چهاربعدى جهان ما همانند یک کاغذ تاشده باشد.
این امر، نتایج خارق العاده اى را براى ساکنان پوسته جهان ما در بر خواهد داشت. در نظر اشخاصى که در این جهان زندگى مى کنند، هر چیزى که مسیرى میان بر را از میان ابعاد بالاتر هستى طى کند، ناگهان از نقطه اى از جهان ما غیب شده و در نقطه اى دیگر در جهان ظاهر مى شود. در نظر برخى از ساکنان جهان، هویت مزبور فاصله مابین این دو نقطه را حتى سریع تر از نور طى خواهد کرد. اما شگفت انگیزتر آن که در نظر برخى دیگر، آن چیز حتى در زمان سفر کرده و به گذشته باز خواهد گشت. علت این امر آن است که براساس نظریه نسبیت خاص، در برخى از چارچوب هاى مرجع، حرکت سریع تر از نور معادل سفر در زمان و بازگشت به گذشته است. «پاس» در این باره مى گوید: «چنین مسیرهاى میان برى که از ابعاد بالاتر هستى در خارج از جهان ما عبور مى کنند اصطلاحاً «منحنى هاى زمان گونه بسته» نامیده مى شوند. یافتن چنین مسیرهایى در واقع معادل دستیابى به رمز ماشین زمان است.
از اونجایی که نمی خواستم کپی پیست بشه خودم یک سری fact بهش اضافه کردم و برای اینکه کاملا علمی به قضیه نگاه کنید لینک دانلود مقاله ی پاس رو گذاشتم .
مینا اگه سفر در زمان امکان پذیر بود What would you prefer to do? When? In the future or past?

به افتخار دیوانگان، منجانسان با محیط، سرکشان، دردسر سازان، وصله های ناجور. آنها که همه چیز را جور دیگری میبینند. آنهایی که علاقه ای به قواعد و قوانین ندارند و هیچ احترامی برای وضع موجود قائل نیستند. می توان از آنها نقل قول کرد، با آنها مخالفت کرد،از آنها ستایش یا بد گویی کرد. اما تنها کاری که نمیتوان با آنها کرد نادیده گرفتن آنهاست; زیرا آنها قوانین را تغییر میدهند. آنها یند که نژاد انسان را به پیش میرانند. برخی آنها را دیوانه میپندارند اما ما آنها را نابغه میخوانیم زیرا کسانی که آنقدر دیوانه باشند که فکر کنند میتوانند دنیا را عوض کنند همانهایی هستند که از عهده ی این کار بر می آیند....THINK DIFFERENT