ضد ماده به دام افتاد
به گفته راب تامپسون رئیس بخش فیزیك و اخترشناسی دانشگاه كالگاری 38 اتم هیدروژن بسیار كم و ناچیز است و از توانایی تامین انرژی رسانی برای سوخت رسانی به فضاپیماها و یا حتی گرم كردن یك فنجان قهوه برخوردار نیست.
با این حال همین مقدار كوچك نیز برای دوستداران علم فیزیك خبر بسیار بزرگی به شمار می رود. با تنظیم و برنامه ریزی دقیق این روند دانشمندان امیدوارند به تدریج بتوانند برخی از بزرگترین رازهای جهان هستی را كشف كنند.
نظریه های زیادی بر این اساسند كه طی انفجار بزرگ مقادیر مشابهی ماده ( اتمهایی با بار مقبت و منفی) و ضد ماده (انتهایی با بار منفی و مثبت) به وجود آمده اند و زمانی كه با یكدیگر برخورد كرده اند هر یك از این تركیبها دیگری را به بیرون رانده و انفجاری كوچك از انرژی را به وجود می آورند.
اما فیزیكدانان از گذشته در جستجوی پاسخ این سئوال بوده اند: در صورتی كه در هنگام انفجار بزرگ مقدار ماده و غیر ماده برابر بوده است، چرا این تركیبها یكدیگر را نابود كرده اند؟ و چرا امروز جهان مملو از ماده است و ضد ماده در طبیعت غایبی بزرگ به شمار می رود؟
شاید آزمایش بر روی ضد ماده های به دام افتاده بتواند این عدم تعادل جهانی را به گونه ای توجیه كند. بر اساس مدل استاندارد فیزیك ذره ای، ضد هیدروژن و هیدروژن باید از لایه های انرژی یكسانی برخوردار باشند، مقداری كه هنگام انفجار یك اتم تحت تاثیر پرتو لیزر و واكنش در برابر نیروی گرانش قابل محاسبه باشد.
سرن در سال 2002 نیز موفق به تولید ضد هیدروژن شده بود اما رفتارهای تكاپویی آنها به گونه ای بود كه مطالعه بر روی آنها را غیر ممكن می كرد. این به آن دلیل بود كه به محض برخورد اتمهای ضد ماده با جسمی دیگر، یا حتی دیواره اتاقكی كه در آن به وجود آمده بودند این اتمها ناپدید می شدند.
بر اساس گزارش AOL، محققان به مدت پنج سال در حال ابداع شیوه ای بودند تا بتوانند ضد هیدروژن را تا دمایی نیم درجه بالاتر از صفر مطلق، پایین ترین حرارتی كه به صورت نظری وجود دارد، سرد كرده و آنها را در حالت كم انرژی قرار دهند. سپس اتمها با قرار گرفتن در محیطی مغناطیسی از برخورد با دیواره های اتاقك حفظ شدند.
به افتخار دیوانگان، منجانسان با محیط، سرکشان، دردسر سازان، وصله های ناجور. آنها که همه چیز را جور دیگری میبینند. آنهایی که علاقه ای به قواعد و قوانین ندارند و هیچ احترامی برای وضع موجود قائل نیستند. می توان از آنها نقل قول کرد، با آنها مخالفت کرد،از آنها ستایش یا بد گویی کرد. اما تنها کاری که نمیتوان با آنها کرد نادیده گرفتن آنهاست; زیرا آنها قوانین را تغییر میدهند. آنها یند که نژاد انسان را به پیش میرانند. برخی آنها را دیوانه میپندارند اما ما آنها را نابغه میخوانیم زیرا کسانی که آنقدر دیوانه باشند که فکر کنند میتوانند دنیا را عوض کنند همانهایی هستند که از عهده ی این کار بر می آیند....THINK DIFFERENT