گاهی آدم هایی یکهو در زندگیت پیدا میشوند که سرشار اند از تفاوت، که پر اند از بلندپروازی و هیچ وقت نخواهی فهمید که چگونه، چه طور و یا چرا آنها وارد زندگیت شدند. آدم هایی که وقتی پای صحبت دلشان مینشینی کلی انرژی دست گیرت میشود و آن وقت شروع میکنی برای تغییر، مهم نیست چه قدر کوچک، مهم نیست چه قدر دور، مهم نیست چه قدر مضحک. آدم هایی که خوشحالی شان خوشحالت میکند و غمشان برایت دردناک است، آدم هایی که ربل بودن را فقط با آنها تجربه میکنی و آدم هایی که به معنای واقعی د بست اند....
دلم میخواهد به این آدم ها بگویم که تمام سال هایی که با هم گذراندیم، تمام روزهایی که از شکست های مکرر گفتیم، تمام روزهایی که یک دفعه به سرمان زد که چرا ما یک هیرو نباشیم و آنقدر گفتیم از آدم های به ظاهر شبیه خودمان، تمام روزهایی که تلاش هایمان با خاک یکسان شد اما دوباره گفتیم نه میتوانیم، تمام روزهایی که خیلی ها را پیچاندیم، تمام روزهایی که از شوق فوتبال و ضایع کردن همدیگر به مدرسه می آمدیم و تمام آن لحظه هایی که ثانیه ثانیه ها یشان تکرار ناپذیرست همیشه زنده اند. پروژه ی SIC شکست خورد اما هنوز هم منتظر میسفیت هایی ست که دوباره کریزی بودنشان گل کند و بلند فریاد بزنند طوفان در راه است...
آره، این آدم ها به دنیا آمده اند تا دنیا را دگرگون کنند، که بجنگند، که برای هدفشان بمیرند و امروز زادروز یکی از این آدم هاست؛
تولــــــــدت مبـــــارک
شکوه
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت 0:16 توسط اینشتین-هاوکینگ
|
به افتخار دیوانگان، منجانسان با محیط، سرکشان، دردسر سازان، وصله های ناجور. آنها که همه چیز را جور دیگری میبینند. آنهایی که علاقه ای به قواعد و قوانین ندارند و هیچ احترامی برای وضع موجود قائل نیستند. می توان از آنها نقل قول کرد، با آنها مخالفت کرد،از آنها ستایش یا بد گویی کرد. اما تنها کاری که نمیتوان با آنها کرد نادیده گرفتن آنهاست; زیرا آنها قوانین را تغییر میدهند. آنها یند که نژاد انسان را به پیش میرانند. برخی آنها را دیوانه میپندارند اما ما آنها را نابغه میخوانیم زیرا کسانی که آنقدر دیوانه باشند که فکر کنند میتوانند دنیا را عوض کنند همانهایی هستند که از عهده ی این کار بر می آیند....THINK DIFFERENT